راهبرنیوز- دلايل در آستانه تعطيلي قرار گرفتن حدود ۱۰۰۰ واحد صنعتي و توليدي استان، نداشتن برنامه و استراتژي توسعه صنعتي، مشخص نبودن اولويت هاي توسعه، در نظرگرفتن ابزارها به جاي هدف و سرنوشت پيشنهاد ايجاد بازار مشترک اسلامي در خراسان رضوي موضوعاتي بود که با مهندس شافعي رئيس اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي خراسان رضوي در ميان گذاشتيم.
چه ميزان از مشکلاتي که واحدهاي صنعتي ما درگير آن هستند مربوط به بحث هاي مديريتي است؟ چه مقدار مربوط به اين است که ما اساسا طي دهه هاي گذشته استراتژي توسعه صنعتي نداشتيم و بدون برنامه کار کرديم و مجوز داديم؟
مهندس شافعي: رشد اقتصادي که در کنار آن ايجاد اشتغال و افزايش مستمر توليد و صادرات است، سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصاد ملي را مي طلبد و مهم تر از آن بايد به پس انداز توجه کنيم و سپس هدايت پس اندازها به سمت کارهاي توليدي است. آنچه در عمل در کشور ما انجام شده است تاکنون، هم در تجميع پس انداز مشکل داشتيم و مشکل ديگر ما هم اين بوده است که به هدايت مناسب براي پس اندازهاي کشور به سمت کارهاي مولد توجه نکرديم. اصل قضيه هدايت نکردن مناسب پس انداز در کشور به سمت کارهاي مولد است.
*حرکت با چشمان بسته
يکي از علل اصلي اين کار اين بوده است که ما در اصل توسعه اقتصادي و به ويژه توسعه متناسب و همچنين توليد اصلا برنامه نداشتيم و در حقيقت مجموعه حرکت هاي ما در کارهاي توليدي در کشور با چشمان بسته بوده است که در نهايت به وضعيت فعلي رسيديم که تعدادي از واحدهاي توليدي در حال تعطيلي هستند. از اين منظر بخش توليد ما صدمه ديد. خراسان به دليل اين که اکثريت واحدهاي توليدي اش واحدهاي کوچک و متوسط هستند ضربه پذيري اش نسبت به ساير نقاط بيشتر بوده است و ما مي دانيم که استان خراسان به لحاظ اين که به روايتي بالاي ۹۸درصد واحدهاي توليدي اش خصوصي است ميزان دغدغه ما در استان خراسان نسبت به نقاط ديگر کشور که واحدهاي دولتي مستقر هستند بيشتر است و مشکل بيشتري داريم. آنچه در واحدهاي کوچک و متوسط الان نمود بيشتري دارد اين است که ظرفيت خالي در واحدهاي توليدي مان فراوان است. حالا اگر تعدادي تعطيل هم شدند ولي درد بزرگ تر آن هايي هستند که با ظرفيت خالي دارند کار مي کنند. اين استفاده نکردن از ظرفيت کامل توليدي در قيمت هاي تمام شده کالاهاي توليد استان بسيار موثر است و افزايش قيمت تمام شده رقابت پذيري کالاهاي استان با ساير نقاط را بسيار کم کرده است.
*کاهش تنش هاي بين المللي معجزه اي در توليد نمي کند
با تمام کارهايي که انجام مي شود به نظر مي رسد کشور در يک بن بست ناکارآمدي و تاثيرناپذيري متغيرهاي اقتصاد کلان گرفتار شده است و ما بايد بدانيم تغييراتي در سياست هاي پولي و نرخ ماليات و نرخ تسهيلات بانکي و حتي بالاتر از آن کاهش تنش هاي بين المللي نخواهد توانست معجزه اي در کار توليد ما ايجاد کند. براي اين که پايه و اساس اقتصاد کلان دچار مشکلات فراواني است.يک اشتباه بزرگ هم مواردي است مثل نرخ ماليات، نرخ عوارض و تعرفه هاي بانکي و حتي قيمت هاي حامل هاي انرژي به عنوان اين که ابزار براي اقتصاد کشور ماست که ما آن ها را به عنوان هدف در اقتصاد ايران مطرح مي کنيم يعني شما اگر برنامه هاي مدوني براي اقتصاد کلان کشور نداشته باشيد، هرچقدر نرخ ماليات و سود بانکي را کاهش دهيد به نقطه مطلوب نخواهيد رسيد.
*اختصاص اعتبارات به تنهايي کافي نيست
هم اختصاص اعتبارات کافي و هم محدوديت اعتبارات هيچ وقت ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند. تجربه هايي را در گذشته داشتيم اما از آن چه بهره اي برديم؟ علت آن نداشتن برنامه است.ما به يک نقشه جامع براي توسعه اقتصاد کشور نيازمنديم و ديگر اين که کاري که ما انجام داديم و جزو کارهاي اشتباه بوده است به نحوي عمل کرديم که سودآوري در بخش هاي غيرمولد در اقتصاد ما بسيار جذابيت پيدا کرده و در بخش هاي مولد ما سودآوري به اندازه انتظار منطقي هم برآورده نشده است. بنابراين تمام نقدينگي و پس انداز ما به سمت کارهاي واسطه گري و دلالي و معضلاتي مانند تولد شبه دولتي هاي غيرمولد رفته است.
*سم مهلکي به نام موسسات مالي و اعتباري
يکي از راه هايي که سرمايه گذاري در بخش هاي مولد جذابيت پيدا مي کند اين است که رقابت نابرابر در اقتصاد ما از بين برود، در مورد موسسات مالي و اعتباري که در اين سالها شکل گرفت واقعا سم مهلک اقتصاد ما بود، اندک اندک نتيجه اين کار دارد مشخص مي شود و اتفاق ديگر که ما را با مشکل مواجه کرد بين ما و اقتصاد جهاني از لحاظ اقتصاد دانش بنيان شکاف بزرگي ايجاد شد.در بخش توليد همه دنيا به سمت اقتصاد دانش بنيان حرکت کردند و اقتصاد ايران عقب افتاد و فاصله زياد شد، در اين بين چه اتفاقي افتاد؟ مصرف ما از اقتصاد جهاني پيروي کرد، اما توليد ما پيروي نکرد، اين جا اتفاق خيلي بدي مي افتد که ما اندک اندک داريم کالاهايي را توليد مي کنيم که مصرف آن ديگر منسوخ شده است يا منسوخ خواهد شد و آن گاه نه بازار خارجي براي اين کالا خواهيم داشت و نه بازار داخلي.
علاوه بر آن به دليل بي ثباتي اقتصاد ما قيمت تمام شده کالاهاي ما نسبت به دنيا بالاست ضمن اين که ما در زمينه کالاهاي دانش بنيان هم عقب هستيم و مشکل ديگر ما نداشتن الگوي منسجم توسعه توليد کشور است و تمام دولت هاي ما بعد از انقلاب همه در اين زمينه استراتژيست بودند ولي هر دولتي آمده يک چيز تهيه کرده، شروع نکرده دولت بعدي آمده آن را گذاشته کنار ، يک چيز ديگر را شروع کرده و دولت بعدي هم چيزي ديگر را شروع کرده و نتيجه آن شده که ما تا الان يک برنامه منسجمي نداشتيم و باعث شده ما خيلي بالاتر از ظرفيت داخلي مان واحد صنعتي ايجاد کرديم و اکثر اين واحدها به دليل اين که تعدادشان بالاتر از نياز بازار بودند، سودآوري خود را از دست دادند.
*هنوز در تعيين اولويت ها به جمع بندي نرسيديم
الان هم به نظر مي رسد که اولا در شرايط کنوني بايد تکليف خودمان را معلوم کنيم، يکي مي گويد صنعت در اولويت است و يکي مي گويد کشاورزي. الان اگر بخواهيم بدانيم که مزيت ما در توسعه چيست، با توجه به اين که منابع ما محدود است اين منابع محدود بايد به زمينه هايي اختصاص يابد که اولويت دارد و بازدهي مناسب را در زمان مناسب براي اقتصاد ما داشته باشد. دوم اين که به همان دليلي که عرض کردم همه واحدها بايد سرمايه گذاري کنند و به ظرفيت کامل برسند، شايد لازم باشد همه واحدها نمانند. اين تعصب را هم در بخش خصوصي و هم در بخش دولتي نبايد داشته باشيم. دولت هم طرح هاي نيمه تمام زيادي دارد که اگر منابع ديگري هم در آن بريزيم چيزي از آن به دست نيايد، بنابراين اصلاح اين ديدگاه که همه واحدها بايد سرپا بمانند و اين که همه واحدهاي نيمه تمام بايد تمام شود در اين زمينه بايد مطالعه عميق شود.
سند آمايش صنعت استان هم اخيرا تدوين شده است.
شافعي:بله من هم اطلاع دارم ولي سند تکميل شده اش را نديده ام. طرح آمايش واقعا يک تعيين تکليف قطعي براي صنعت استان مي تواند باشد و اگر اين کار اصولي انجام شده باشد مي تواند تحول ايجاد کند. بايد منابع محدود بانکي به طرف طرح هاي مولد هدايت شود، اگر اين کار انجام شود، اين واحدهاي کوچک و متوسط بي پناه به طرف زندگي با برکت خواهند رفت و همه سرپا خواهند ماند. از طرفي هم بايد بدانيم که «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود» و به دنبال کارهاي بدون زحمت نباشيم که با رانت به دست مي آيد.
بحث مالياتي که از صادرکننده ها مي گيرند،چيست؟ فکر مي کنم صادرات از ماليات معاف است؟
مهندس شافعي: صادرات از ماليات معاف است و علنا اين را اعلام کردند و از صادرات نبايد ماليات بگيرند و قانون مي گويد ماليات بر ارزش افزوده را مي توان گرفت ، حداکثر ظرف مدت يک ماه بايد به صادرکننده برگردد که اين برنمي گردد و اين کار غيرقانوني است و در دستور کار شوراي گفت وگوي بخش خصوصي استان هم هست که هفته آينده مطرح خواهد شد. صادرات الان در اقتصاد مقاومتي، دونده شاگرد اول است و بنابراين در هر صورت بايد به صادرات کشور بها داده و به آن کمک شود. درآمد مالياتي را اگر بخواهيم به هر قيمتي، قانوني يا غيرقانوني تامين کنيم، اقتصاد کشور با مشکل مواجه خواهد شد.
پيشنهاد خوبي هم شما در سفر هيئت دولت به خراسان داديد و آن ايجاد بازار مشترک اسلامي در مشهد بود اين پيشنهاد به کجا رسيد؟ بايگاني شد؟
مهندس شافعي: اولا اين يک پيشنهاد في البداهه نبود، ما و دفتر تحقيقات از ۵ سال پيش روي اين موضوع کار کرديم و برنامه مطالعاتي ما بود و آن را اجرا کرديم که ۴،۵ صفحه بود و با مطالعه هم بود. کشورهاي اسلامي به دلايل مختلف نگاه جديدي به اقتصاد دارند و ما تلاش کرديم در اجلاس ترکيه ظرفيت هاي خراسان را معرفي کنيم و اسم خراسان در آن جا برده شد و من معتقدم اگر دولت و بخش خصوصي به دنبال اجراي اين طرح باشند و اجرايي شود براي ۷ نسل اين کشور و استان کافي است. بايد از ظرفيت هاي گردشگري مشهد به نحو مطلوب استفاده شود.